الشيخ الصدوق ( مترجم : گيلاني )
155
الخصال ( فارسي )
ترجمهء ( 987 ) آنكه چهل سال يا بيشتر زندگى كند - پيامبر ( ص ) گفته : آنكه چهل سال زندگى كند از سه گونه گرفتارى سالم ماند : از ديوانگى و خوره و پيسى ، آنكه پنجاه سال زندگى كند ، خدا بازگشت به راستى را روزى وى گرداند ، آنكه شصت سال زندگى كند ، خدا شمار هنگامهء قيامت را بر وى آسان سازد ، آنكه هفتاد سال زندگى كند كارهاى نيك وى نوشته شود و كارهاى بد او نوشته نگردد ، آنكه هشتاد سال زندگى كند ، خدا گناههاى گذشته و آيندهء وى را بيامرزد و در روى زمين آمرزيده راه رود و وساطت وى در خاندان او پذيرفته گردد . امام صادق گفته : خدا هفتاد ساله را گرامى دارد و از هشتاد ساله شرم كند . يعنى از شكنجهء وى شرم شود . و نيز گفته : چون بندهء خدا به سى سال رسد به نهايت توانايى خود رسيده باشد و چون به چهل سالگى رسد به پايان ترقى رسيده و چون به چهل و يك درآيد در نقصان باشد و پنجاه ساله انسان محتضر باشد ، و نيز گفته : بندهء خدا تا چهل ساله نشده در فراخىست و چون به چهل رسد خدا به دو فرشتهء وى گويد كه من به بندهء خود زندگى بيش دادم به او سختى و تندى كنيد و او را نيك نگاهداريد و اندك و بسيار و خرد و كلان كارهاى را بنگاريد امام محمد باقر ( ع ) گفته : چون بنده چهل ساله گردد به وى گفته شود خود را درياب كه ديگر بهانهيى ندارى چهل ساله از بيست ساله شايستهتر به بهانه نيست آنكه آنها را مىجويد يكىست و در خواب نيست . براى بيم مرگى كه نزد تو مىآيد كار كن و گفتار بسيار را كنار گذار . على بن مغيره گفته : امام صادق شنيدم كه مىگفت : چون مرد چهل ساله شود خدا او را از سه درد نگاهدارد : ديوانگى و خوره و پيسى و چون به پنجاه رسيد حساب وى را سبك كند و چون به شصت رسد بازگشت را روزى وى كند و چون به هفتاد رسد فرشتگان وى را دوست گيرند و چون به هشتاد رسد خدا دستور دهد نيكىهاى وى را ياد داشت كنند و گناهان وى را درگذرند و چون به نود رسد گناه گذشته و آيندهء وى را بيامرزاد و در شمار اسيران خدا بر زمين باشد . در حديث ديگر آمده كه چون به صد رسد به سن پستترين رسيده باشد و در حديث ديگر آمده كه در پستترين سن خرد وى مانند خرد كودك هفت ساله باشد . امام صادق ( ع ) گفته : روز قيامت پير مردى را فرا شمار آرند و نامهء كردار وى را به دست او دهند چون گناه كار است شمار بر وى سخت دراز گذرد ، گويد : خدايا مىفرمايد به دوزخ روم ؟ - خدا گويد : اى پيرمرد من از تو شرم دارم چون در جهان نماز گزاردى ترا شكنجه كنم ، بندهء مرا به بهشت بريد .